پيام حضرت شيخ محمّد عثمان سراج الدّين قدس الله روحه العزیز
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ (ابراهيم / 52).
به قاطبۀ علاقهمندان و مريدان راه خداشناسی و طريقۀ مباركۀ نقشبنديّه و علما
و حلقهداران ختم
و همۀ پيروان طرايق ؛
السّلام عليكم و رحمةالله و بركاته
در روزگاری كه عامۀ مسلمين در تنگنا و وضعيّتی سخت قرار دارند و دين اسلام
غريب شده و
هزاران توطئهگر جهنّمی ، برای ايجاد اختلاف و فتنه و با شكست مواجه
كردن نقشِ مسلمانانِ
حقيقی؛ نقشههای شوم می كشند ، در چنين حالتی آن كس كه بر روش
و سنّت حضرت محمّد
صلی الله علیه و آله و سلم برود و با نفس امّارۀ خويش
جهاد كند و اخلاق نيك مردان را مدّ نظر
قرار دهد و ثروت و طمعِ دنيوی ، وی را
پريشان حال نكند ، چنين كسی در مسابقۀ زندگی برنده
خواهد بود و نور خدا دل و درونش
را روشن خواهد كرد : « مَنْ كانَ لِلّهِ فَقَد كانَ اللهُ لَه » و
« مَن عَمِلَ بِما يَعْلَم أورَثَهُ اللهُ علم ما لَم يعلَم »: هر كه
بدانچه كه می داند رفتار كند ، خداوند
چيزی را كه نمی داند به وی می آموزد . در
اين زمان ، ملّت كُرد نيز ، در وضعيّتی است پر از
خطر و نگرانی : از هر سو راهِ بی
دينی و مكاتب و برنامههای دور از حقيقت ، احاطهاش
كردهاند و هر شخص ، گروه و
طرفی به گونهای وعنوانی اين مردم را فریب می دهد . فقر و
جهل و بی سوادی بسياری از مردم و
عدم فهمشان نسبت به حقيقتِ اسلام كاری كرده است كه
آنان به هر سازی می رقصند و سر
و صدای اين رقص ناشيانه هم جلوی بينايی و بصيرت
آنها را می گيرد و به مسئوليّت
خود در درگاهِ پروردگار نمی انديشند ، به همين دليل است كه
بر مريدان راه تصوّف و
طريق نقشبندی لازم است كه با دلسوزی و اخلاص و با همۀ وجود ،
دين خدا را
ابلاغ كنند «أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ (زمر/3)» و هر وعدهای كه
دادند صادقانه بر
آن پايدار بمانند : « وَ أَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ
الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً (اسراء/ 34)» و در موضوعات و
بحثهايی كه
حقّی و مسئوليّتی در آن ندارند و از آن آگاه نيستند ، دخالت نكنند : « وَلاَ
تَقْفُ
مَا لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ
کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (اسراء/ 36) ».
مريدان ما بايد كه با
حكمت و دورانديشی بزيند و با عصبانيّت و تندخويی با مردم ، زندگی و
برخورد نكنند ،
زيرا [ در صورتی كه با جهل و تعصّب رفتار كنيد ] ، افراد ملّت از شما
دوری
خواهند گزيد : « وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ
حَوْلِکَ (آل عمران/ 159)»، و
بايد كه با مخالفان و دشمنان راه شريعت و طريقت هم
بدين شيوه رفتار كنند كه قرآن می فرمايد
:«ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّکَ
بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ
أَحْسَنُ (نحل /125)» .
به هيچ وجه نبايد بدگويی ، تكفير و فاسق دانستن
آنان بر زبانتان جاری و يا در دلتان ماندگار
شود ؛ چرا كه آنان اگر بی باور باشند
، بدگويی از آنها و فكر و برنامههايشان ، كاری می كند
كه آنان نيز به اسلام و
مقدّساتِ آن بی ادبی كنند و آن گاه شما هم در اين كار مسئول خواهيد
بود : «
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ
عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ (انعام / 108)» و اگر
هم مسلمان باشند ، مطابقِ
حديثِ پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم ، اگر مسلمانی ، مسلمان
ديگر را تكفير كند
و حرفش راست و درست باشد ، تنها خبر از واقعيّتی داده ، ولی اگر كافر
نباشد يا
حتّی كافر تمام نباشد ، در آن صورت آن كلمه و اتّهامِ كفر ، به كسی بر می گردد
كه
گفته است ـ اعاذنا الله! : « إذا قالَ الرَّجلُ لأخيه يا كافر ، فَقَد
باءَ بِها اَحَدُهُما ، فَإن كانُ
كما قال وَ الّا رَجَعَتْ عَلَيْهِ » ـ
مُتُّفقٌ عَلَيه.از همين روست كه اين لفظ و امثال آن به هيچ روی
نبايد در
ميان مريدان و منسوبان طريقۀ نقشبندی ، به كار برده شود ، اگر نه ، چنين كسی
از راه
و دستور ما كناره گرفته است . راه تصوّف ، يك نعمت بزرگ خداوندی است برای
افرادی مخصوص و ويژه و برگزيده از ميان مسلمانان و آن كس كه آمادگی در بر كردن
چنان
خلعت والايی را نداشته باشد ، نمی تواند آن را با زور و فشار تصاحب كند ، زيرا
كه
اسلام ـ كه سرچشمۀ اين طريقه است ـ نمی خواهد كه مردم به زور و اجبار از آن
پيروی
كنند :«لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ
الْغَيِّ (بقره / 256)».
برادران و خواهران مسلمان ! مريدان طريقۀ نقشبنديه !
كاری كنيد كه مردم از طريق رفتار والای شما ، عاشق راه اسلام شوند ، نه اين
كه به علّت
عملكرد افراد بدكردار ، دوستان را هم بگريزانيد و مخالفان را بيدار و
دشمنان را زنده كنيد
و با رفتار و انديشۀ نادرست ، مردم را در سنگر دشمنی طريقۀ
خودتان به صف كنيد . طريقۀ
ما ، خودنمايی و كرامت بافی و پرورش نفس و فريب دادن
مردم نيست ؛ طريقۀ ما نقشه كشيدن
و حزب گرايی نيست كه فقط عدۀ مخصوصی را در برگيرد
و آن كه با ما نيست بد و دشمن قلمداد
شود ما ، بايد بر راه و روش حضرت
پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم برويم كه می فرمايد :
« أنزِلُوا النّاسَ
مَنازلَهُم » : ( مردم را در جايگاه خود بنشانيد ) و « خالِقِ النّاسَ
بِخُلق الحَسَن»:
( با مردم به نيكي رفتار كنيد ) و « خاطَبُوا النّاسَ
عَلی قَدَرِ عُقُولِهِم »:( با مردم در خور فهم
آنان سخن گوييد ). آن رهبر [
بزرگ ] ، رحمت است برای همۀ عالم ، بنابراين طريقت ما هم
نبايد از آن راه مستقيم
كنار بزند و [ بايد ] همۀ افراد را با ديدی يكسان نگاه كند ، چنان كه
قرآن می
فرمايد : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (حجرات/ 10)» و با خوب
و بد آنان دلسوزی ورزند
تا نور خدا با دل آنان آشنايی يابد و همّت اوليا و دلسوزی و
اخلاص شما ، آنان را گرد هم آورد
و جامعهای خدا پرست و راستگو و دلير و توانا از
آن ايجاد شود كه در كنار عزّت اسلام ، زندگی
را به سر برند و اسلام و
مسلمانان به وسيلۀ آنان سربلند و مفتخر و شادمان شوند ، چنان كه
حضرت عمر ـ
رضيالله عنه ـ می فرمايد«نَحنُ قَومٌ أعزّنا اللهُ بِالإسلام فَمَهْما
ابتَغَيْنا العِزَّةَ مِن
غَيْر الله أذلّنا الله »: ( ما گروهی بوديم كه
خداوند ما را با اسلام عزّت بخشيد ، پس هرگاه از غير
خداوند عزّت و سربلندی طلب
كنيم خداوند ما را خوار و ذليل می كند ) . تمام آنان كه تمسّك
كردهاند ،
بايد عاقلانه و با هوشياری و منطق اسلام حركت و زندگی كنند و از فرمايش خدا و
پيغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و راه اسلام منحرف نشوند و بايد به يكی از
چهار
مذهب[ معروف ] اسلامی پايبند باشيد ، بدون هر گونه انحراف و تلفيق [ بين مذاهب
] و
تتبّع رُخَص ( جستجو و اِعمال قواعد و احكام ساده در مذاهب ) . و امام مذهب ما
، حضرت
شافعي ـ رضي الله عنه ـ است و آنها كه [ از اين مذاهب و دين اسلام ] كنار
زده و گمراه
شدهاند ، زيانی به شما نمی رسانند:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ
آمَنُواْ عَلَيْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ يَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ
إِذَا اهْتَدَيْتُمْ
(مائده/ 105)». خداوند صاحبِ اين سخن صحيح را رحمت كند كه ما
هم با او
می گوييم : « مَنْ تَفَقَّهَ وَ لَم يَتَصَوّف فَقَد تَفَسَّقَ وَ مَن
تَصوَّفَ وَ لَم يَتَفَقَّه فقَد تَزَندَقَ و مَن جَمَعَ
بَينَهُما فَقَد
تَحَقّقَ».
حضرت امام شافعی ، رضی الله عنه هم میفرمايد
:
فَقيهاً
وَ صُوفيّاَ فَكُن لَيْسَ واحِداً
فإنّي وَ حَقّ اللهِ
ايّاكَ
اَنْصَحُ
فَذلِكَ قاسٍ لَمْ يَذُقْ قَلبُه تُقَیً
وُ هذا جُهولٌ ، فَكَيفَ ذُوالجَهلِ يَصلَحُ
؟
يعني : هم فقيه و هم صوفی باش ، نه فقط يكی از آن دو ، به خدا سوگند ، من پند
دهندۀ تو هستم ؛
زيرا آن( فقيه بی تقوا ) ، قساوت قلب دارد و مزۀ پرهيزكاری را
نچشيده است و اين ( صوفي
بیعلم ) ، جاهل است ، چگونه اصلاح می پذيرد ؟
مسلمانان ارجمند !
راه تصوّف ، پايبندی به شريعت اسلام است و [ شريعت و طريقت ] هرگز از همديگر
جدا نخواهند
شد و اينجانب هم ، خود را خدمتگزار اسلام و شريعت مقدّس آن می دانم و
مطمئن هستم كه
طريق نقشبندی
سالم ترين و آسان ترين و نزديكترين راه به سوی خداوند است و خود را
علاقهمند و دلسوز امّتِ پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم می دانم و به همين خاطر
است كه بسيار
صميمانه از شما درخواست می كنم كه خود را به اين راه درست
نزديك سازيد تا با نور خدا آشنا شويد . [ مراسم ] ختم و عبادت خود را گرم تر
و با رونق تر
كنيد و ذكر و ياد خداوند را وردِ شبانه روز خود سازيد ، دلهای خويش
را با ياد و رابطه ، آباد
و گشوده كنيد و با حرام خواران و اهل دنيا آن قدر رفت
و آمد نكنيد كه به جای آن كه شما ، آنها
را اصلاح كنيد ، آنان شما را تغيير دهند و
در شما تأثير بگذارند .هركس كار و درس و وظيفۀ
خود را ـ كه به او سپرده شده ـ به
خوبی انجام دهد و نصيحت و پند مرا هم به نيكی بپذيريد :
«اللّهمَّ اشهَد
فَقَد بَلَغْتُ» . آن كس كه از اين [ وصيّت و نصيحت ] سر باز زند ، من از او تبرّی
می جويم و هركس بدان پايبند باشد و همهاش را اجرا و عملی كند ، به حول و قوّت و
ياری
خداوند ، هرگز او را فراموش نمی كنيم و در قبال او مسئول خواهيم بود .
وصيّت نهايی من هم اين سه نكته است كه مريد راستين بايد آن را عملی سازد
:
1 [ مريد ] در حالت جذبه ، تا می تواند بايد خويشتن دار باشد و جلوی خود را
بگيرد و از حيله
و فريب نفس و شيطان پيروی نكند و بايد كه از ـ به اصطلاح ـ
جذبۀ غير حقيقی دور باشد ، زيرا
صاحبِ آن ، از آن ، زيانِ فراوان می بيند [ اين
جذبه ] در مجلس ختم هم سردی ايجاد می كند .
مريدان ، علما و
سرحلقههای ختم نيز بايد با آگاهی و حكمت و نصيحت دلسوزانه اين كسان را از
آن كار منع كنند.
2 خانواده و فرزندان مريدان ، بايد از هر لحاظ محجّب تر و مؤدّب تر و موقّر
تر باشند و در
جهت اصلاح آنها ، از هيچ كوششی دريغ نشود .
3 دنيا و سياست و سياستمداران ، همه ، می آيند و می روند و در گذارند ، [
امّا ] دين خدا ،
پيوسته با حال خود باقی می ماند ، و بر همين اساس ، هدف ما ،
هيچكدام از اينها [ و چيز
ديگری ] نيست جز به جا آوردن مسئوليّتهای بارگاه خداوند
و كسب رضايت پروردگار .
در خاتمه ، شما را به خداوند بزرگ می سپارم . همّت اولياء و نيكمردان مدد
كارتان باد !
هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَ هُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ
(آل عمران/ 138).
و صلّی الله علی سيّدنا محمّد و آله و صحبه و سلّم .
خادم العلماء و الفقراء
الشّيخ محمّد عثمان سراجالدّين النقشبندی
استانبول 5 / 5 / 1995
4 ذی الحجة
1415
[ 15 / 2 /1374
ش].
لینک منبع : نقشبندیه